وزیر دادگستری به اعتراض کانون های وکلای دادگستری در خصوص افزایش هزینه صدور و تمدید پروانه وکالت، پاسخ داد.
متن پاسخ سید مرتضی بختیاری خطاب به محمد جندقی ـ رییس کانون وکلای دادگستری مرکز ـ به شرح زیر است:
«۱ـ این قطعا وارد نیست که هزینه دادرسی باید در چهارچوب قانون آیین دادرسی مدنی باشد و به موجب قانون بودجه یا قوانین دیگر قابل تغییر نیست؛ کما اینکه اقدام مقنن در این زمینه مسبوق به سابقه است، چه به موجب قوانین مصوب قبل یا بعد از انقلاب اسلامی از جمله قانون افزایش هزینه دادرسی و سایر هزینههای منظور در قانون آیین دادرسی مدنی وامور حسبی مصوب ۹/۳/۱۳۴۵ و یا قانون معافیت دستگاهها از پرداخت هزینه دادرسی مصوب ۱۴/۱۰/۱۳۸۱ قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت و چه به موجب قانون بودجه سال ۸۹ و سالهای دیگر و سایر قوانین، این ایراد نسبت به هزینه دادرسی با وجود قوانین یاد شده وارد نیست.
علاوه بر آن، اعتراض کانونهای وکلای محترم دادگستری نسبت به تصویب قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین مستندا به ماده ۳۴ آییننامه داخلی مجلس شورای اسلامی که تشخیص این امر با خود مجلس است، پس از تصویب قانون توسط مجلس و تایید شورای محترم نگهبان و انتشار و ابلاغ که مدت مدیدی است از اجرای آن میگذرد، محل تامل است.
۲ـ استناد به ماده ۵۰۳ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و ماده ۳ قانون وصول برخی از درآمدهای مالی دولت و مصرف آن در مورد معین برای اعلام مغایرت بخشنامه شماره ۱۰۰/۴۰۲/۹۰۰مورخ ۱۸/۱/۱۳۸۹ به خاطر عدم توجه کافی به قانون موخرالتصویب تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوبه ۲۷/۱۱/۱۳۸۰ (تنفیذ شده به موجب ماده ۲۲۴ قانون برنامه پنجم توسعه) و بالاخص ماده ۶۸ که به موجب آن، به دولت اجازه داده شده است بر اساس پینشهاد سازمان (سابق) مدیریت و برنامهریزی کشور (در حال حاضر معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیسجمهور) و متناسب با عواملی مثل کاهش هزینههای دولتی و نرخ تورم، هر سه سال یکبار نسبت به کاهش یا افزایش مبالغ ریالی مشخص مندرج در قوانین و مقررات در زمینه جرائم، تعرفهها و خدمات دولتی و … با رعایت مفاد برنامههای توسعه، اقدام و مراتب را ابلاغ کند.
۳ـ استدلال مندرج در بند ۳ بخش یکم اعتراض آن کانون از دو جهت قابل قبول نیست؛ الف: ادعای تبعیت صرف لایحه (قانون) بودجه از قانون برنامه و بودجه مصوب ۱۳۵۱ و قانون محاسبات عمومی کشور مصوب ۱۳۶۶ و بالتبع نادیده گرفتن سایر قوانین مثل قانون اساسی، سیاستهای کلی نظام، قانون اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی مصوبه ۱۳۸۷، قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب ۱۳۸۰ و الحاقیه آن مصوب ۱۵/۸/۱۳۸۴، مواجه با اشکال حقوقی است و رد میشود زیرا توجه دارند که قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت و الحاقیه آن یکی از مهمترین قوانین حوزه اقتصادی و مالی دولت است و تصویب و ابلاغ این قانون که متضمن موارد اصلاحی و یا الحاقی قوانین مالی دیگر مثل قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین، قانون محاسبات عمومی، قانون برنامه و بودجه، قانون توزیع عادلانه آب، قانون ثبت اسناد و املاک و … است، حاصل تصمیم دولت و مجلس به منظور پرهیز از تصویب احکام تکراری در قوانین بودجه سنواتی و تجمیع تمامی موارد مذکور در قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت است. ب: ادعای عدم امکان تغییر در لایحه بودجه تقدیمی دولت به مجلس یا تغییر در روند رسیدگی و تصویب آن در مجلس شورای اسلامی نیز مغایر منطوق صریح اصل هفتاد و یکم قانون اساسی و احکام مندرج در مبحث چهارم قانون آییننامه داخلی مجلس شورای اسلامی (مواد۲۱۳ به بعد) است.
۴ـ به علاوه تشخیص و اعلام مغایرت قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی با قانون اساسی، مطابق اصول هفتاد و دوم، هشتاد و پنجم و نود و ششم، در صلاحیت شورای محترم نگهبان است، بنابراین مطلب مندرج در بند اول بخش دوم اعتراض آن کانون، مبنیا بر استدلال مقرر در بند ۲ جوابیه حاضر، وارد نیست.
۵ـ با توجه به اینکه اجرای حکم مقرر در ماده ۶۸ قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت به شکل بند ۳۶ بخش ششم تغییرات متفرقه اعمال شده در قانون بودجه سال ۱۳۸۹، عینیت پیدا کرده است و دقیقا بخشنامه مورد بحث منطبق با عبارت ”… و در هرمورد احتیاج به مجوز قانونی دارد” مندرج در ماده ۳۷ قانون محاسبات عمومی است و این مجوز توسط قانونگذار به رئیس محترم قوه قضاییه محول شده، بنابراین مطلب مندرج در بند ۲ بخش دوم اعتراضیه نیز صحیح نیست. با این توضیح که پیشبینی درآمد مندرج در ردیف ۱۴۰۱۰۱جدول شماره ۵ قانون بودجه سال ۱۳۸۹(همانطور که در شق اول ماده ۳۷ قانون محاسبیات عمومی کشور آمده است) مجوزی برای وصول آن از اشخاص تلقی نمیشود. لیکن عبارت ”…. با پیشنهاد وزیر دادگستری و تصویب رئیس قوه قضاییه انجام خواهد گرفت” کاملا در راستای حکم مقرر در قسمت اخیر پاراگراف اول ماده ۳۷ قانون محاسبات عمومی است زیرا قانونگذار به طور مصداقی، محل تامین و دریافت درآمد مورد نظر را تعیین کرده است.
۶ـ استدلال کانونهای وکلای محترم دادگستری مبنی بر عدم انطباق عنوان «قانون» به جداول و پیوستهای قوانین بودجه سنواتی نیز مغایر قانون است زیرا به موجب بند ۱ ماده ۲۱۶ اصلاحی ۲۶/۹/۱۳۸۷ آییننامه داخلی مجلس شورای اسلامی که ناظر به نحوه رسیدگی به لایحه بودجه توسط مجلس است، مقرر شده: نمایندگان مجلس از زمان چاپ و توزیع لایحه بودجه سالیانه کل کشور و پیوستها و سوابق آن تا مدت ده روز میتوانند پیشنهادهای خود را به کمیسیونهای تخصصی مجلس تقدیم کنند. به صراحت از ”پیوستها و سوابق آن” نام برده و آن را جزء لاینفک لایحه (قانون) بودجه به حساب آورده است؛ لذا عدم تلقی پیوستهای قانون بودجه به عنوان قانون، با این ادعا و بهانه که پیوستهای قانون بودجه در روزنامه رسمی چاپ نشده است (که این امر، جزء تشریفات و واجد جنبه اثباتی است نه ثبوتی)، مستلزم اعتقاد به عدم اجرا و معطل ماندن برخی از احکام مندرج در ماده واحده قانون بودجه و بندهای (تبصرههای) ذیل آن است که از جمله میتوان جزء «الف» بند ۲، جزء «ج» بند ۶ و جزء «و» بند ۸ قانون بودجه سال ۱۳۸۹و بندهای ۷۰ و۸۰و۱۰۸ را که به «جداول و پیوستهای قانون بودجه» اشاره میکند، ذکر کرد.
۷ـ مطلب مندرج در جزء «ب» بند ۳ بخش دوم اعتراضیه آن کانون ناشی از عدم اطلاع از سیر مراحل تقدیم لایحه، تصویب در مجلس شورای اسلامی و تایید شورای نگهبان است. در حالیکه اگر چنین ادعایی مقرون به صحت بود، دیوان محاسبات کشور بر اساس اصول پنجاه و چهارم و پنجاه و پنجم قانون اساسی و قانون دیوان محاسبات کشور مصوب ۱۳۶۱ و اصلاحات بعدی آن به این موضوع رسیدگی و در صورت احراز تخلف تصمیم مقتضی اتخاذ و اعلام میکرد.»
https://lawyernews.ir/?p=1918